چطور دونفر بدون هیچ گونه آشنایی قبلی با یکدیگر توانستند با همکاری هم کتابی را منتشر کنند ؟ چرا آنها در کار جمعی موفق ترند ؟ چرا طرح ها و پروژه های آنها اعم از فکری و اجرایی با سرعت قابل توجهی به مرحله اجرا می رسد ؟ چرا بدگویی ، منفی بافی و اتهام در میان آنها کمتر است ؟ چرا سریع به هم اعتماد میکنند ؟ چرا آنها راحت تر با هم مصالحه میکنند و در مجموع حداقل در نظام داخلی خود قابل اتکا تر هستند ؟
همه دوستانی که این سوالات رو خوندند متوجه شدند من در باره چه کسانی دارم حرف میزنم اونها هم مثل ما انسان هستند و ما در برابر انها بربر گفته های خدای متعال ذره ای کم از بهره هوشی عقلی و سایر تعلقات انسانی نداریم
پس چرا جواب سوالات بالا در جامعه ایران با مقایسه با جامعه یک کشور غربی متفاوت است ؟
واقعا تا به حال چند نمونه عملی در جامعه ایران به چشم خود دیده اید ؟
بالاخره بعد از مدتی که تصمیم داشتم قالب وبلاگ رو عوض کردم و از HTML5 , CSS3 استفاده کردم کمی نا آشنا هستم اما کم کم راه میوفتم از دوستانی که نظرات و پیشنهاداتی دارند و یا قصد همکاری در نشر مطالب در ۸۰۲۰ رو دارند میخوام که از طریق فرم تماس با من و یا از طریق آدرس پست الکترونیک webpardaz[AT]gmail.com با من تماس بگیرند
صبح داشتم برنامه طلوع رو نگاه میکردم کارشناس برنامه داشت درباره عادت کردن ما به شرایط زندگی حتی موقعی که خیلی سخته صحبت می کردم .
داستان جالبی رو تعریف کرد .
روزی شیخی به همراه شاگردش داشت از بیابانی عبور میکرد خسته و تشنه ناگهان از دور سوی چراغی رو دیدند و به سمت اون رفتن چادری دیدند که زنی همراه با بچه هایش در آن زندگی می کردند و تنها دارایی اونها یک بز بود زن اونها رو پذیرفت و به چادر خودش راه داد و از شیر تنها بزشون که غذای اصلی زندگیشون بود به اونها داد و شب در چادر به استراحت پرداختند صبح از زن و بچه هایش خداحافظی کردند و رفتند در راه شیخ به راز و نیاز با خدای خودش پرداخت و از خدا خواست تا راه حلی رو برای کمک به اون خانوده بهش نشون بده چون که اونها داشتند در سخت ترین حالت ممکن زندگی میکردند اما میهمان نواز بودند از خداوند به او ندایی رسید که اگر تصمیم داری به اونها کمک کنی برو و بز اونها رو بکش .
شیخ رفت و بز اونها رو کشت زن و بچه هاش وقتی دیدند دیگه بزی نیست و اونها چیزی برای خوردن ندارند از بیابان کوچ کردند و به شهر رفتند در شهر زن و بچه ها مشغول به کار شدند و بعد از مدتی زندگی بسیار عالی و با رفاهی برای خودشون ساختند .
داستان جالبی بود و برای من شنیدنش توی صبح بسیار لذت بخش بود چون باعث شد نگاهی به زندگی خودم و عادت هام و بزهایی که تو زندگیم دارم نگاه کنم ، چرا خیلی از ما به چیزهای کوچکی که داریم عادت میکنیم واقعا باید برای رسیدن به رفاه و آرامش و دست یافتن به چیزهای بزرگتر اون بزهای کوچک و عادت ها رو کشت .
نباید منتظر این موند که یکی بیادو مشکل مارو حل کنه بلکه خودمون باید مشکل رو حل کنیم ، بعضی وقتا کشن یک اون بز عادت باعث میشه که ما مجبور بشیم از صفر شروع کنیم اما اگه قرار با از صفر شروع کردن به پله های بالاتر دست پیدا کرد چه بهتر که این کارو انجام بدیم .
البته این مستلزم رسیک ، تفکر ، تعقل بسیار هست

کتاب اصول خبرنگاری نوشته مهندس حجت اله عباسی استاد گرامی که تا بحال از ایشان درس های زیادی یادگرفته ام که سعی میکنم آنها را به خوبی در زندگی خود استفاده کنم .
ایشان به بنده محبت کردند و تا کنون دوجلد از کتابهای خود را هدیه داده اند که برای من جای افتخار دارد و همچنین کتاب هایی که دریافت نمودم برای من بسیار مفید بوده و در راه رسیدن به هدفی که دارم کمک زیادی کرده است امیدوارم این کتاب مورد استفاده سایر علاقه مندان قراربگیره
سعی میکنم بازهم درباره این کتاب مطلب بنویسم و چکیده ای از مطالبش رو منتشر کنم
این کتاب رو سال ۸۸ خوندم داشتم وبلاگ قدیمیم رو نگاه میکردم بهش برخوردم خواستم دوباره مطلب رو بزارم امیدوارم مورد پسند شما هم قرار بگیره .
در این کتاب – جادوی کار پارهوقت- ۱۲ اصل ارایه میدهد. این ۱۲ اصل کدامند. ۱۲ اصل «جیم رآن» به شرح زیر است:
۱- یافتن یک فرصت کاری
۲- سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است
۳- جادوی کار پارهوقت
۴- تنظیم بادبان
۵- قانون نسبتها
۶- قانون کاشت و برداشت
۷- پرورش مهارتها
۸- بیایید با هم کار کنیم
۹- ارتباط، معرفی و تمجید
۱۰- سزاواری در برابر نیازمندی
۱۱- مهارتهای شما، آیندهتان را رقم میزند
۱۲- خوب زندگی کنید
سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است
«رآن» با صراحت اذعان میکند نه در دبیرستان و نه در دانشگاه، هیچگاه در این باره سخنی را نشنیده است و به مجرد ورود به دنیای کار، به این اصل دست مییابد.
«رآن» میگوید وقتی کار میکنید، در پی کسب درآمدی هستید برای کرایهءخانه، گذران اوقات فراغت، تامین نیازهای زندگی، این در حالی است که اگر تغییر رویه دهید، انرژی کاری شما افزایش مییابد. جملهء صریح رآن چنین است: «باورتان نمیشود زمانی که برای سود و ثروت کار میکنید و نه برای پرداخت کرایهء خانه، صبح را با چه انرژیای آغاز میکنید! شما با کارکردن در این سیستم، شانس بزرگی برای ثروتمند شدن دارید.»
جادوی کار پارهوقت
سومین اصل جادویی رآن، جادوی کار پارهوقت است. نگاه «رآن» متفاوت از اتفاقی است که در جامعهء ما رخ میدهد.«کار پارهوقت» اکنون به شیوهای رایج تبدیل شده است.
افراد پس از اتمام کار، کاری کاملا متفاوت و گاه در سطحی بسیار نازلتر را در باقیماندهء روز پیمیگیرند. چنین کاری غالبا نیازی به مهارتهای ویژه ندارد اما آنچه رآن بر آن تاکید میورزد آن است که در این کار پارهوقت، ضروری است شما با مهارتها و تکنیکهای جدید آشنا شوید.
چنین نگاهی باعث میشود شما با «قابلیتی» تازه، فعالیتی جدید و بیشتر در سطحی عالیتر را پیبگیرید. بدیهی است این «قابلیت» پلههای ترقی شما را مهیا میکند.
قطعا به مرور زمان، هم درآمد بیشتر نصیب شما میکند و هم احساس میکنید که قابلیتهای بیشتری را برای آینده کسب میکنید.